سه سال
دیروز سومین سالی بود که پدر رفته آن دنیا. البته به قمری. اهالی منزل جلسهی قرآنی داشتند و خانمها گردآمده بودند. که خیری برسد به روح آن مرحوم. آدم بودن سخت است. خیلی. هفتهی پیش رفته بودم پیش یکی از مقامات تا گره از کارمان باز کند. با برادرم بودم. نه معرفی کرده بودیم و [...]
» باقی این نوشته را بخوانید ...