ارسال برای بهمن

۱۲:۰۳ب.ظ

آشنای غریب…

به نام خدا آدم (من) وقتی کمی از موهای شقیقه‌اش سفید میشه و احساس پیری می‌کنه دچار یه حسی می‌شه! (و من شدم) یه حسی که جلوی حرف زدن رو می‌گیره. آدم دیگه حال حرف زدن نداره. آدم میگه من حرف نزنم بهتره. و شاید من هم دچار شدم به همین! دوست دارم فقط نگاه [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|